فال حافظ روزانه سه شنبه 10 شهریور 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 446
صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داري ، به يادگار بماني که بوي او داري دلم که گوهر اسرار حسن و عشق در اوست ، توان به دست تو دادن گرش نکو داري در آن شمايل مطبوع هيچ نتوان گفت ، جز اين قدر که رقيبان تندخو داري نواي بلبلت اي گل کجا پسند افتد ، که گوش و هوش به مرغان هرزه گو داري به جرعه تو سرم مست گشت نوشت باد ، خود از کدام خم است اين که در سبو داري به سرکشي خود اي سرو جويبار مناز ، که گر بدو رسي از شرم سر فروداري دم از ممالک خوبي چو آفتاب زدن ، تو را رسد که غلامان ماه رو داري قباي حسن فروشي تو را برازد و بس ، که همچو گل همه آيين رنگ و بو داري
ز کنج صومعه حافظ مجوي گوهر عشق
،
قدم برون نه اگر ميل جست و جو داري
تعبیر:
در انتخاب دوست و همنشین دقت کن. بیهوده با خودسری و ندانم کاری، هستی خود را تباه نکن. با سعی و کوشش خود می توانی به همه چیز برسی. سعی کن که عاقبت اندیش و موقر باشی و عجولانه تصمیم نگیری. از منیت و تکبر، چیزی غیر از زیان نخواهی دید. شرایط لازم برای کسب نتیجه ی مساعد را دارا هستی. به خودت اعتماد کن.
فال حافظ روزانه سه شنبه 10 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 469
انت روائح رند الحمي و زاد غرامي ، فداي خاک در دوست باد جان گرامي پيام دوست شنيدن سعادت است و سلامت ، من المبلغ عني الي سعاد سلامي بيا به شام غريبان و آب ديده من بين ، به سان باده صافي در آبگينه شامي اذا تغرد عن ذي الاراک طائر خير ، فلا تفرد عن روضها انين حمامي بسي نماند که روز فراق يار سر آيد ، رايت من هضبات الحمي قباب خيام خوشا دمي که درآيي و گويمت به سلامت ، قدمت خير قدوم نزلت خير مقام بعدت منک و قد صرت ذائبا کهلال ، اگر چه روي چو ماهت نديده ام به تمامي و ان دعيت بخلد و صرت ناقض عهد ، فما تطيب نفسي و ما استطاب منامي اميد هست که زودت به بخت نيک ببينم ، تو شاد گشته به فرماندهي و من به غلامي
چو سلک در خوشاب است شعر نغز تو حافظ
،
که گاه لطف سبق مي برد ز نظم نظامي
تعبیر:
به زودی به آرزوی خود می رسی و به وصال دوست دست خواهی یافت. نگران و ناامید نباش و صبر و تحمل داشته باش تا به نتیجه ی مطلوب برسی. صداقت خود را برای همه آشکار کن تا دلها را به سوی خود جذب کنی.
فال حافظ روزانه سه شنبه 10 شهریور 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 454
ز کوي يار مي آيد نسيم باد نوروزي ، از اين باد ار مدد خواهي چراغ دل برافروزي چو گل گر خرده اي داري خدا را صرف عشرت کن ، که قارون را غلط ها داد سوداي زراندوزي ز جام گل دگر بلبل چنان مست مي لعل است ، که زد بر چرخ فيروزه صفير تخت فيروزي به صحرا رو که از دامن غبار غم بيفشاني ، به گلزار آي کز بلبل غزل گفتن بياموزي چو امکان خلود اي دل در اين فيروزه ايوان نيست ، مجال عيش فرصت دان به فيروزي و بهروزي طريق کام بخشي چيست ترک کام خود کردن ، کلاه سروري آن است کز اين ترک بردوزي سخن در پرده مي گويم چو گل از غنچه بيرون آي ، که بيش از پنج روزي نيست حکم مير نوروزي ندانم نوحه قمري به طرف جويباران چيست ، مگر او نيز همچون من غمي دارد شبانروزي مي اي دارم چو جان صافي و صوفي مي کند عيبش ، خدايا هيچ عاقل را مبادا بخت بد روزي جدا شد يار شيرينت کنون تنها نشين اي شمع ، که حکم آسمان اين است اگر سازي و گر سوزي به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم ، بيا ساقي که جاهل را هنيتر مي رسد روزي مي اندر مجلس آصف به نوروز جلالي نوش ، که بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزي نه حافظ مي کند تنها دعاي خواجه تورانشاه ، ز مدح آصفي خواهد جهان عيدي و نوروزي
جنابش پارسايان راست محراب دل و ديده
،
جبينش صبح خيزان راست روز فتح و فيروزي
تعبیر:
فکر دنیا و ظواهر و زیبایی آن را رها کن و خوش باش. غم و اندوه را دور بینداز و به آنچه داری قناعت کن. قناعت بزرگترین ثروت انسان است. اگر فعلاً دچار شکست و ناکامی شده ای ناراحت و ناامید نباش. روزگار فراز و نشیب بسیار دارد. پایان شب نا امیدی، صبح پیروزی است. فرصت ها را غنیمت بدان و از آن به نفع خود استفاده کن.
فال حافظ روزانه سه شنبه 10 شهریور 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 263
بيا و کشتي ما در شط شراب انداز ، خروش و ولوله در جان شيخ و شاب انداز مرا به کشتي باده درافکن اي ساقي ، که گفته اند نکويي کن و در آب انداز ز کوي ميکده برگشته ام ز راه خطا ، مرا دگر ز کرم با ره صواب انداز بيار زان مي گلرنگ مشک بو جامي ، شرار رشک و حسد در دل گلاب انداز اگر چه مست و خرابم تو نيز لطفي کن ، نظر بر اين دل سرگشته خراب انداز به نيم شب اگرت آفتاب مي بايد ، ز روي دختر گلچهر رز نقاب انداز مهل که روز وفاتم به خاک بسپارند ، مرا به ميکده بر در خم شراب انداز
ز جور چرخ چو حافظ به جان رسيد دلت
،
به سوي ديو محن ناوک شهاب انداز
تعبیر:
نا امید نباش. سهل انگاری و تحمل را رها کن. به آنچه داری قانع باش. در طلب آرزوی محال نباش. از لحظه لحظه ی زندگیت بهره ببر تا دچار حسرت و اندوه نشوی.
فال حافظ روزانه سه شنبه 10 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 486
بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوي ، مي خواند دوش درس مقامات معنوي يعني بيا که آتش موسي نمود گل ، تا از درخت نکته توحيد بشنوي مرغان باغ قافيه سنجند و بذله گوي ، تا خواجه مي خورد به غزل هاي پهلوي جمشيد جز حکايت جام از جهان نبرد ، زنهار دل مبند بر اسباب دنيوي اين قصه عجب شنو از بخت واژگون ، ما را بکشت يار به انفاس عيسوي خوش وقت بوريا و گدايي و خواب امن ، کاين عيش نيست درخور اورنگ خسروي چشمت به غمزه خانه مردم خراب کرد ، مخموريت مباد که خوش مست مي روي دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر ، کاي نور چشم من بجز از کشته ندروي
ساقي مگر وظيفه حافظ زياده داد
،
کآشفته گشت طره دستار مولوي
تعبیر:
دنیا مزرعه ای است که هرچه در آن بکاری همان را درو می کنی. پیروزی و شکست انسان نتیجه ی اعمال و رفتار اوست. در صورت شکست باید به اعمال و رفتار خود نگاه کنی تا اشتباهات و خطاهای خود را بشناسی و از آن تجربه کسب کنی و چراغ راه آینده سازی.
فال حافظ روزانه سه شنبه 10 شهریور 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 231
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آيد ، گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآيد گفتم ز مهرورزان رسم وفا بياموز ، گفتا ز خوبرويان اين کار کمتر آيد گفتم که بر خيالت راه نظر ببندم ، گفتا که شب رو است او از راه ديگر آيد گفتم که بوي زلفت گمراه عالمم کرد ، گفتا اگر بداني هم اوت رهبر آيد گفتم خوشا هوايي کز باد صبح خيزد ، گفتا خنک نسيمي کز کوي دلبر آيد گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت ، گفتا تو بندگي کن کو بنده پرور آيد گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد ، گفتا مگوي با کس تا وقت آن درآيد
گفتم زمان عشرت ديدي که چون سر آمد
،
گفتا خموش حافظ کاين غصه هم سر آيد
تعبیر:
در آرزوی جلب محبت کسی هستی. با کمی صبر و صداقت به مقصود خود خواهی رسید.به خداوند توکل داشته باش تا غمها و غصه هایت به پایان برسد.
فال حافظ روزانه سه شنبه 10 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 214
ديدم به خواب خوش که به دستم پياله بود ، تعبير رفت و کار به دولت حواله بود چهل سال رنج و غصه کشيديم و عاقبت ، تدبير ما به دست شراب دوساله بود آن نافه مراد که مي خواستم ز بخت ، در چين زلف آن بت مشکين کلاله بود از دست برده بود خمار غمم سحر ، دولت مساعد آمد و مي در پياله بود بر آستان ميکده خون مي خورم مدام ، روزي ما ز خوان قدر اين نواله بود هر کو نکاشت مهر و ز خوبي گلي نچيد ، در رهگذار باد نگهبان لاله بود بر طرف گلشنم گذر افتاد وقت صبح ، آن دم که کار مرغ سحر آه و ناله بود ديديم شعر دلکش حافظ به مدح شاه ، يک بيت از اين قصيده به از صد رساله بود
آن شاه تندحمله که خورشيد شيرگير
،
پيشش به روز معرکه کمتر غزاله بود
تعبیر:
به زودی شاهد بخت و مقصود را در آغوش می کشی و مزد رنج و زحمات خود را خواهی گرفت. با مهر و محبت می توانی زندگی راحت و آسوده ای داشته باشی. هیچ چیز بهتر از صداقت و یکرنگی نیست.
فال حافظ روزانه سه شنبه 10 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 436
آن غاليه خط گر سوي ما نامه نوشتي ، گردون ورق هستي ما درننوشتي هر چند که هجران ثمر وصل برآرد ، دهقان جهان کاش که اين تخم نکشتي آمرزش نقد است کسي را که در اين جا ، ياريست چو حوري و سرايي چو بهشتي در مصطبه عشق تنعم نتوان کرد ، چون بالش زر نيست بسازيم به خشتي مفروش به باغ ارم و نخوت شداد ، يک شيشه مي و نوش لبي و لب کشتي تا کي غم دنياي دني اي دل دانا ، حيف است ز خوبي که شود عاشق زشتي آلودگي خرقه خرابي جهان است ، کو راهروي اهل دلي پاک سرشتي
از دست چرا هشت سر زلف تو حافظ
،
تقدير چنين بود چه کردي که نهشتي
تعبیر:
به آنچه که داری قانع باش. از هدف و مقصود خود دور شده ای و غمگین و ناراحتی. غم و ناراحتی را رها کن و دل به تقدیر بسپار. آنچه خیر است، پیش می آید. برای آرزوهای ناممکن و دور و دراز، خود را به رنج و زحمت مینداز. در انتخاب دوست دقت بیشتری کن تا ندامت و پشیمانی گریبانگیرت نشود.
فال حافظ روزانه سه شنبه 10 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 29
ما را ز خيال تو چه پرواي شراب است ، خم گو سر خود گير که خمخانه خراب است گر خمر بهشت است بريزيد که بي دوست ، هر شربت عذبم که دهي عين عذاب است افسوس که شد دلبر و در ديده گريان ، تحرير خيال خط او نقش بر آب است بيدار شو اي ديده که ايمن نتوان بود ، زين سيل دمادم که در اين منزل خواب است معشوق عيان مي گذرد بر تو وليکن ، اغيار همي بيند از آن بسته نقاب است گل بر رخ رنگين تو تا لطف عرق ديد ، در آتش شوق از غم دل غرق گلاب است سبز است در و دشت بيا تا نگذاريم ، دست از سر آبي که جهان جمله سراب است در کنج دماغم مطلب جاي نصيحت ، کاين گوشه پر از زمزمه چنگ و رباب است
حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظرباز
،
بس طور عجب لازم ايام شباب است
تعبیر:
به آنچه می خواهی نرسیده ای و غم و اندوهی سراسر زندگیت را فرا گرفته اما روزگار هرگز به یک روش نمی چرخد و پایان هر شب سیاهی سپیدی روز است. شاد باش و غم دنیا را نادیده بگیر.
فال حافظ روزانه سه شنبه 10 شهریور 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 358
غم زمانه که هيچش کران نمي بينم ، دواش جز مي چون ارغوان نمي بينم به ترک خدمت پير مغان نخواهم گفت ، چرا که مصلحت خود در آن نمي بينم ز آفتاب قدح ارتفاع عيش بگير ، چرا که طالع وقت آن چنان نمي بينم نشان اهل خدا عاشقيست با خود دار ، که در مشايخ شهر اين نشان نمي بينم بدين دو ديده حيران من هزار افسوس ، که با دو آينه رويش عيان نمي بينم قد تو تا بشد از جويبار ديده من ، به جاي سرو جز آب روان نمي بينم در اين خمار کسم جرعه اي نمي بخشد ، ببين که اهل دلي در ميان نمي بينم نشان موي ميانش که دل در او بستم ، ز من مپرس که خود در ميان نمي بينم
من و سفينه حافظ که جز در اين دريا
،
بضاعت سخن درفشان نمي بينم
تعبیر:
بهتر است در کاری که در پیش گرفته ای تجدید نظر کنی و با تأمل و تعمق بیشتر به آن بپردازی تا بتوانی به نتیجه ی مطلوب دست پیدا کنی. بیهوده به خاطر کاری که حاصلی ندارد، خود را به دردسر مینداز.
فال حافظ روزانه سه شنبه 10 شهریور 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 380
بارها گفته ام و بار دگر مي گويم ، که من دلشده اين ره نه به خود مي پويم در پس آينه طوطي صفتم داشته اند ، آن چه استاد ازل گفت بگو مي گويم من اگر خارم و گر گل چمن آرايي هست ، که از آن دست که او مي کشدم مي رويم دوستان عيب من بي دل حيران مکنيد ، گوهري دارم و صاحب نظري مي جويم گر چه با دلق ملمع مي گلگون عيب است ، مکنم عيب کز او رنگ ريا مي شويم خنده و گريه عشاق ز جايي دگر است ، مي سرايم به شب و وقت سحر مي مويم
حافظم گفت که خاک در ميخانه مبوي
،
گو مکن عيب که من مشک ختن مي بويم
تعبیر:
هنوز تکلیف را با خود روشن نساخته ای و نمی دانی که چه راهی در پیش بگیری. منتظری که دیگران برای تو تصمیم بگیرند. بهتر است که درباره ی خود و اهداف خود تجدید نظر کنی تا بهتر بتوانی تصمیم بگیری. اراده ی خود را محکم کن.
فال حافظ روزانه سه شنبه 10 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 375
صوفي بيا که خرقه سالوس برکشيم ، وين نقش زرق را خط بطلان به سر کشيم نذر و فتوح صومعه در وجه مي نهيم ، دلق ريا به آب خرابات برکشيم فردا اگر نه روضه رضوان به ما دهند ، غلمان ز روضه حور ز جنت به درکشيم بيرون جهيم سرخوش و از بزم صوفيان ، غارت کنيم باده و شاهد به بر کشيم عشرت کنيم ور نه به حسرت کشندمان ، روزي که رخت جان به جهاني دگر کشيم سر خدا که در تتق غيب منزويست ، مستانه اش نقاب ز رخسار برکشيم کو جلوه اي ز ابروي او تا چو ماه نو ، گوي سپهر در خم چوگان زر کشيم
حافظ نه حد ماست چنين لاف ها زدن
،
پاي از گليم خويش چرا بيشتر کشيم
تعبیر:
به آنچه که داری قناعت کن و مغرور نباش. به اندازه ی توانایی های خود زندگی کن تا زندگی خود را پریشان نکنی. با خانواده ی خود مهربان باش و از لحظات زندگی بهره ببر. آنان را با آرزوهای بی پایه و اساس خود در رنج و زحمت نینداز.